عبد الجليل قزوينى رازى

564

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

مىخواهد از مذهب شيعت معروف است و در همهء كتب فقيهان اهل البيت مذكور * و مسطور است كه هزار ركعت نماز نافله در شبها و روزهاى ماه رمضان كنند زيادت بر * « 1 » نوافل دگر شهور « 2 » به ترتيبى كه در كتب هست و اين معنى پوشيده نيست پس دروغ محض است كه تراويح نكنند ، و گر آن ميخواهد كه به جماعت نكنند ، راست است اين حوالت ؛ امّا ببايد دانستن كه اجماع امّتست و اتّفاق همهء فقها كه در عهد مصطفى عليه الصّلوة و السّلام تراويح به جماعت نكرده‌اند و نه برين وجه [ كه ] مىكنند ، و در عهد خلافت بو بكر هم نكرده‌اند و در اوّل روزگار خلافت عمر هم نكرده‌اند ؛ بعد از آن عمر فرموده است ، و نماز حكمى و امرى شرعى است و خواجه درين كتاب ببسيارى مواضع بر شيعت تشنيع بدروغ زده است كه ايشان حاشا عنهم على را بهتر از رسول دانند و ما بدرست كرديم كه درجهء ولايت كمترست از درجهء نبوّت پس اينجا درين مسأله درست شد كه بمذهب ناصبيان عمر بهتر است از مصطفى كه چون مصطفى را عليه السّلام با درجهء أعظم و مرتبهء أكبر نرسد كه حكمى از احكام شريعت بگرداند كه خطاب اين باشد كه : وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ * لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ « 3 » و رخصتش نباشد كه در شريعت چيزى نو نهد كه عتاب اين آيد كه : لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ « 4 » آنگه عمر را باشد كه متعه و حجّ تمتّع « 5 » حرام كند ، و يك بار تراويح به جماعت كه در عهد مصطفى و بو بكر نبوده باشد بنهد ، پس بمذهب خواجه عمر بهتر باشد از محمّد مصطفى ، تا آنچه بدروغ بر شيعه حوالت كرده است براست و بحجّت قلادهء گردن مجبّرش باشد ، و عمر بنزديك خواجهء ناصبى بهتر باشد از مصطفى . و شيعت نافلهء ماه رمضان به حمد اللّه هزار ركعت كنند امّا سنّت به جماعت نكنند نه از براى آنكه بيگار عمر است ؛ از براى آنكه ناكردنش متابعت پيغمبر است . و اتفاق افتاد كه با ناصبيى در اين مسأله مناظره‌اى مىكردم در ميانه گفت :

--> ( 1 ) - م ب ن عبارت ميان دو ستاره را ندارند . ( 2 ) - م ب : « مشهور » ن نيز ندارد . ( 3 ) - آيهء 44 و 45 و 46 سورهء مباركهء الحاقة . ( 4 ) - صدر آيهء 28 سورهء مباركهء آل عمران . ( 5 ) - ع : « متمتع » .